تبليغاتX
اساطیر موسیقی

asatire-music

مازیار

asatire-music

http://asatire-music.blogfa.com

اساطیر موسیقی

اساطیر موسیقی

اساطیر موسیقی

ایران

اساطیر موسیقی

اساطیر موسیقی
ایران
قسمت جدید
دوستان عزیز به زودی قستم دیگری به وبلاگ اضافه کردم که متعلق به ترانه های ایرانی است .  البته به صورت یک لینک در وبلاگ است ٬ چون یک وبلاگ دیگر را به این کار اختصاص دادم.

آدرس وبلاگ جدید به زودی به شما ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 20:23 توسط مازیار |
عکس
یه عکس باحال از :  محمدرضا لطفی ٬ محمد قوی حلم ٬ حسین عمومی و حسین علیزاده

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 21:53 توسط مازیار |
استاد محمدرضا شجریان
مطلب امروز من بیوگرافی یکی از بزرگترین اسطوره های موسیقی ایران است ٬ استاد شجریان :

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.  به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

                                                

همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .

 

برگرفته از سایت فرهنگی دلاواز

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 22:28 توسط مازیار |

مطلب امروز من در مورد یکی از بزرگمردان و اساطیر موسیقی سنتی ایران ، استاد نورعلی برومند است .

نورعلی برومند در سال 1285 در تهران متولد شد . وی از 7 سالگی استعداد خویش را در موسیقی با گرفتن ضرب بدون اینکه از استادی تعلیم گرفته باشد نشان داد. پدرش(میرزا عبدالوهاب خان برومند جواهری) از جواهرشناسان معروف بود و به موسیقی عشق می ورزید. خانه ی او همیشه محفل هنرمندانی چون درویش خان ، سماع حضور ، حسین اسماعیل زاده و سید حسن طاهرزاده بود .

نورعلی در سن 13 سالگی نزد درویش خان رفت و به فراگیری تار پرداخت. وی ردیف مقدماتی درویش را در 3 سال آموخت . عشق به موسیقی چنان نورعلی جوان را فراگرفته بود که تمام اوقات خود را با سازش طی میکرد. وی با (ابوالحسن صبا ) دوست بود.این دوستی زمانی پا گرفته بود که هر دو نزد درویش خان تار و سه تار را فرا می گرفتند و جالب اینجاست که درویش خان آن دو را (دو تا کوچولو) نامیده بوده است. نورعلی در 18 سالگی برای تحصیل به اروپا رفت . در این سفر سه تاری که روشنک نامیده بودش را همراه خود برد تا هر زمان که فرصت کرد به تمرین های خو ادامه دهد. او به برلین رفت و نزد خانواده ی پزشکی پانسیون شد و ضمن تحصیل در دوره ی متوسطه به کنسرت ها هم می رفت وکمکم به موسیقی غربی علاقه مند شد و دو سال به تمرین پیانو پداخت. در آن زمان نورعلی علاقه زیادی به موتزارت پیدا کرده بود. این هنرمند پس از اتمام دوره ی متوسطه در سن 22 سالگی به ایران بازگشت ولی استادش درویش خان دار فانی راوداع گفته بود . وی نزد موسی معروفی نت نویسی و ردیف آموزی را ادامه داد. در عین حال معتقد بود نت و کتاب و قلم نمی توانند حالات موسیقی ایرانی را بیان کنند ، زیرا موسیقی ایرانی دارای ظرایف و لطایف بسیار دقیقی است و فرا گرفتن آن فقط و فقط از راه شنیدن و تمرین زیاد نزد استاد امکان پذیر است.

برومند پسا از یک سال دوباره به آلمان بازگشت و به تحصیل در رشته ی پزشکی پرداخت. وی پس از 6 سال به ناراحتی چشم مبتلا شد و به توصیه ی پزشکان به سوئیس رفت ولی پس از 2 سال که معالجات موثر واقع نشد به ایران بازگشت و دیگر ز ایران خارج نشد به جز زمانی که از سوی دانشگاه ایلونیا در شامپانی آمریکا برای کنفرانس درباره ی موسیقی اصیل ایرانی دعوت شد.

در تاریخ مئسیقی اصیل ایران کمتر کسی چون برومند بود که به همه ی آلات موسیقی آشنا بوده باشد و آنها را در عالی ترین درجه بنوازد.

                             

 

از بومند نوارهای خصوصی اندکی باقی مانده است . متن کامل ردیف 7 دستگاهی ایران نیز به روایت و ا اجرای او توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر گشته است.

نورعلی برومند در 30 دی ماه سال 1355 بر اثر سکته درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

روز چهلم این بزرگمرد و استاد ارزنده ، گروه شیدا به سرپرستی استاد محمدرضا لطفی به همراه محمدرضا شجریان و تکنواز مهمان مهندس حسین عمومی برنامه ای را که قبلا زیر نظر استاد برومند طراحی شده بود به اجرا در آوردند.

                                                                                                   روحش شاد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 14:35 توسط مازیار |
تصاویری از اساطیر موسیقی ایران
     

محمدرضا شجریان                                محمدرضا لطفی

                                ناصر فرهنگفر

              

            حسین علیزاده                               کیهان کلهر

                                   شهرام ناظری

            

         پرویز مشکاتیان                                   علی اکبر مرادی

                                      پریسا

                    

                                   حسن کسائی

                                   کامکارها

                                  داوود آزاد

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 23:9 توسط مازیار |
نظر سنجی
دوستان عزیز سلام.

برای بدست آمدن آماری دقیق از نظرات شما عزیزان ٬ تصمیم به برگزاری یک نظرسنجی sms زدیم.

به نظر شماکدام نوازنده از احساس بیشتری برخوردار است؟

۱- حسین علیزاده    کد  ۲۵۰۰۱۱

۲-محمدرضا لطفی   کد   ۲۵۰۰۱۲

۳-کیهان کلهر           کد   ۲۵۰۰۱۳

برای شرکت در نظر سنجی کد روبه روی هر کدام از گزینه ها را به شماره ی ۳۰۰۰۹۳۲۴ sms کنید.      

  •   در حال حاضر امکان ارسال اس‌ام‌اس با خطوط تاليا و ايرانسل نمی باشد.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 17:11 توسط مازیار |
نشست مطبوعاتی استاد محمدرضا لطفی
محمدرضا لطفی موسیقیدان برجسته ایرانی ٬ در روز پنج شنبه ششم اردیبهشت ٬ در محل مکتب خانه میرزا عبدالله میزبان جمع کثیری از اهالی مطبوعات بود. در این نشست محمد رضا لطفی به گوشه هایی از فعالیت های انجام شده و برنامه های آینده ی موسسه هنری آوای شیدا اشاره کرد و با ذکر تاریخ کنسرت اعلام داشت که در این کنسرت نوازنده ی پرکاشنی وی را همراهی خواهد کرد.

لطفی در ادامه به فعالیت گروه شیدای بانوان اشاره کرد. این گروه نیز از آبان ماه فعالیت خود را آغاز کرده است و با نظارت محمدرضا محمدرضا به تمرین مستمر مشغول است و در کنار دو گروه شیدای اصلی و شیدای بازسازی به فعالیت خود ادامه می دهد و به زودی آثاری هم منتشر خواهد کرد.

لطفی درباره ی بازگشت به ایران اذعان داشت : هر هنرمندی برای خود تحلیلی دارد و من با تحلیل خود احساس کردم باید به ایران بازگردم و هم اکنون جوانان نیاز به حمایت و برخورداری از تجربیات من دارند.

وی همچنین پیرامون پخش موسیقی از تلویزیون اضافه کرد : برای پخش زنده ی کنسرت توسط تلویزیون در سراسر ایران آماده ام و متذکر شد : سال ۷۲ اعلام کردم کهشب اول کنسرت میتواند بدون دریافت هیچ هزینه ای مستقیم از تلویزیون پخش شود. چرا که در بندرعباس و اهواز و سیستان و بلوچستان و همه جای ایران بتواند طنین انداز باشد.

لطفی درباره ی فعالیت های سالهای خارج از ایران گفت : ۳۵۰ کنسرت تکنوازی و بداهه نوازی فقط در غرب انجام دادم که هیچ کدام شبیه به دیگری نیست ٬ چراکه اگر تماشاچی نپسندد و احساس کند که من کار تکراری میکنم دیگر به اجرا در نمی آید. من همتن سر صحنه ٬ حافظ را باز میکنم و شعر را بداهه در اجرا می خوانم.

لطفی در جواب خبرنگاری درباره ی تلفیق در موسیقی ایرانی پرسید گفت : هنگامی ما اجازه تلفیق و ادغام موسیقی دو فرهنگ متفاوت را داریم که دو موسیقیدان از فرهنگ مقابل مطلع باشند و در این زمینه ٬ خود موسیقی با مشکل مواجه نیست بلکه هنرمند مسئول است.

محمدرضا لطفی با اشاره به وضعیت موسیقی در دانشگاه های کشور اظهار داشت : در حال حاضر ۶۰ دزصد اساتیدی که در زمینه ی هنر تدریس می کنند استادانی هستند که از خارج از کشور بازگشتند.

وی به جمع آوری و ردیف های حسین خان یاحقی اشاره کرد و گفت : این مجم.عه شامل ۵ ردیف است که در مراحل مختلف تصمیماتی روی آنها گرفته شده است و در نهایت کتابی از بیوگرافی ٬ خاطرات ٬ نت ها٬ عکسها و .... منتشر خواهد شد که کتابی تحلیلی و آموزشی خواهد بود .

لطفی درباره ی اعضای گروه شیدا نیز افزود : بخش عمده ای از شیدا را کامکارها تشکیل می دادند که رفته رفته به بیان شخصی خود رسیدند و از شیدا جدا شدند. در کل شیدای کنونی را ترکیبی از نوازندگان قدیم وجدید دانست و افزود : مسلما نوازندگان قدیم به به بیان خاص خود رسیده اند و به دلیل گرفتاری شاید نمی توانند در گروه باشند چرا که شرایط کار من هم به گونه ایست که نوازندگان نمی توانند در گروه دیگری فعالیت داشته باشند.

محمدرضا لطفی موسیقی کنونی ایران را جوابگوی نیاز جوانان ندانست و گفت : باید انتقال تجربه و سازندگی در حوزه ی موسیقی هر چه سریع تر اتفاق بیافتد و من تمام تلاشم در بخش آموزش ٬ انتقال تجربه هایی ست که در طی سالیان دراز در عرصه ی موسیقی کسب کرده ام به این معنا که یک سری تجربیات سینه به سینه از اساتید صاحب نام آموخته ام و حالا زمان آن رسیده است که این آموخته ها را به نسل جوان منتقل کنم.*

                                   

 

 

* برداشت شده از ماهنامه ی داخلی نامه ی شیدا

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 19:42 توسط مازیار |
شیدا تکثیر میشود
در کنار فعالیت گروه شیدا ، به زودی فعالیت شیدای شماره 2 (ویژه بانوان) و گروه "شیدای جوان" به همت "محمدرضا لطفی" آغاز می شود.

به گزارش خبرنگار مهر،  گروه شیدای بانوان که هم اینک مشغول تمرین است ، قرار است قطعات بی کلام، از ساخته های لطفی را اجرا کند و اجراهای با کلام این گروه با همکاری خواننده مرد انجام شود.همچنین گروه "شیدای جوان " در دی ماه سال جاری تشکیل و فعالیت خودش را آغاز می کند.

قطعاتی که شیدا می نوازد دردو بخش ماهورو دشتی وبر پایه موسیقی تک صدایی است ؛این گروه سعی دارد به رنگ آمیزی صوتی توجه ویژه ای داشته باشد. 

گروه شیدا به سرپرستی لطفی به زودی تور کنسرت خود را در تهران و شهرستانها آغاز می کند و پس از آن در کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز کنسرت می دهد .

اعضای گروه شیداکه بعضی از آنها نوازندگان قدیمی این گروه محسوب می شوند عبارتنداز:عبدالنقی افشارنیا ( نی ) ، محمد فیروزی ( عود ) ، مجید درخشانی ( تار) ، فرخ مظهری ( تارابریشم ) ، حمید سکوتی (سه تار و سه تارابریشم ) ، محمد رضا ابراهیمی (تار؛ عود ) و ... . گفتنی است  بنا برگفته لطفی ،تازمانی که نوازنده مناسبی برای نواختن کمانچه برای گروه پیدا نشود،خود محمدرضا لطفی کمانچه نوازی گروه را برعهده خواهد داشت. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 22:13 توسط مازیار |
استاد محمدرضا لطفی
محمد رضا لطفی در سال ۱۳۲۶ در گرگان متولد شد. لطفی از کودکی و با توجه به اینکه  برادرش تار مینواخت به موسیقی کلاسیک وسنتی ایرانی علاقه مند شد . وی آموزش موسیقی را در هنرستان موسیقی فرا گرفت. سپس موفق به راهیابی به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی شد و در آنجا کار خود را زیر نظر نورعلی برومند ادامه داد. در این زمان وی از محضر استادانی چون علی اکبر شهنازی ٬ سعید هرمزی ٬ یوسف فروتن ٬ عبدالله دوامی و دیگران نیز بهره مند شد.

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۵۳ گروه موسیقی شیدا را بنیان نهاد که فعالیت های زیادی به خصوص در زمان انقلاب داشت. از خوانندگانی که در این سال ها با این گروه موسیقی همراهی کرده اند می توان به  استاد محمدرضا شجریان ٬ شهرام ناظری و هنگامه اخوان اشاره نمود.

البته این نوازنده ی بزرگ با بعضی از خوانندگان کارهای یک نفره و بدون گروه نیز داشته است که می توان به کارهای وی با استاد شجریان ٬ زویا و دیگر خوانندگان اشاره داشت.

البته در بسیاری از کارهای لطفی خود لطفی هم خواننده بوده هم نوازنده که اکثر کارهای خارج از کشور وی را تشکیل میدهد.

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۵۶ بعد از کنسرتهای متعدد در خارج از کشور به آمریکا مهاجرت کرد. وی به جز کنسرت هایش مرکز فرهنگی هنری آوای شیدا را در بسیاری از نقاط جهان اعم از پاریس ٬ زوریخ و ژنو بازگشایی کرد که برای معرفی فرهنگ ایران زمین بسیار کارآمد شد.

لطفی هم اکنون در ایران سکونت دارند و موسسه فرهنگی هنری آوای شیدا و مکتب خانه میرزاعبدالله    و همچنین کارگاه ساز سازی شیدا را به جلو هدایت می کنند و در عین حال برنامه های خارج از کشورشان را نیز هدایت می کنند.

 با آرزوی موفقیت روز افزون برای استاد موسیقی ایران زمین

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 21:59 توسط مازیار |
استاد حمید سکوتی
دلم می خواد به عنوان اولین استادی که دارم به شما معرفی میکنم استاد بزرگوار و شایسته ی خودم یعنی استاد حمید سکوتی را به شما معرفی کنم و از زحمات بی پایان ایشان تشکر کنم :

استاد حمید سکوتی در سال ۱۳۴۴ در شهر ری متولد شد. در ابتدا موسیقی را با عطا جنگوک آغاز کرد و همچنان از راهنمایی های مسعود شعاری و در سال های بعد از آموزش های استادان محمدرضا لطفی٬ حسین علیزاده٬داریوش طلایی و مجید کیانی بهره مند شد. وی همچنین از آموزش های کمال کمالیان٬ کمال استفاده را برده است.

وی در چند سال گذشته در زمینه ی ساخت و ساز سه تار نیز تجربیا مفیدی کسب کرده است. وی هم اکنون مشغول تدریس در دانشگاه سوره ٬ دانشگاه هنر٬ دانشگاه جامع علمی کاربردی ٬ به صورت خصوصی  و مکتب خانه ی میرزا عبدالله میباشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 19:37 توسط مازیار |
استاد شناسی
از امروز می خواهم بیوگرافی مختصر و در عین حال کاملی از استادان موسیقی ارائه بدم.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 19:13 توسط مازیار |
مکتب خانه میرزا عبدالله

فضای مکتب خانه ی میرزا عبدالله با صدای تار و کمانچه و نی پر شده است.اتاق مقابل در یکی از کلاس های گروهی محمدرضا لطفی است. هنر جویان یکدل و یک صدا گوشه ای از دستگاه ماهور را می نوازند و لطفی هم گاهی همراه گروه می نوازد و لحظه ای گوش فرا می دهد تا کم و کاستی ها را گوشزد کند. گاه پیش در آمدی آغاز میشود و لحظه ای کرشمه ای به گوش میرسد.

سال هاست که اتاقها و در و دیوار این مکتب خانه با موسیقی و نغمه آشتی کردند. از سال ۱۳۷۳ که ایراندخت لطفی فعالیت در این موسسه فرهنگی را آغاز کرد تا امروز که با بازگشت محمدرضا لطفی کار مکتب خانه باز از سر گرفته شده است.

در مکتب خانه میرزا عبدالله کلاس ها به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار میشود. کلاسهای گروهی عبارت اند از :

۱-تحلیل ردیف ۲-ساز تخصصی ۳-ضربهای ادواری ۴-آواز تخصصی ( که توسط آقای لطفی تدریس میشود)

کلاس های خصوصی نیز عبارت اند از :

نی(عبدالنقی افشارنیا) تار(مجید درخشانی) تار(فرخ مظهری) تار - عود (محمدرضا ابراهیمی) - سه تار(حمید سکوتی) عود - سه تار(محمد فیروزی) سنتور(حجت الله حسنی) تنبک(احمد مستنبط) - دف (عیسی شکری) . آواز(مرتضی غزنوی-مسعود امیری-عبدالکریم پاک سیرت)

هنرجویان برای ورود به مکتب خانه ابتدا باید فرمی را پر کنند و سپس با تعیین زمان تست توسط آقای اطفی تست شوند تا ایشان با توجه به کار دانشجو ارزیابی سطح او اجازه حضور در مکتب خانه را بدهند.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 21:34 توسط مازیار |
کنسرت محمدرضا لطفی در تهران
محمد رضا لطفی را می توان بزرگ ترین نوازنده و استاد تار و سه تار در عصر معاصر دانست. او از سرشناسان بزرگ موسیقی ایران است که در دهه ی اول ۵۰ در موسیقی سنتی یران تحول بزرگی پدید آورد. خلاقیت اصیل و با کیفیت و پر احساس و عمیق در نوازندگی ‌ وی را پدر زیبا شناسی جدید در موسیقی ایران کرده است.*

استاد محمدرضا لطفی به زودی در تهران کنسرتی برگزار خواهد کرد. این کنسرت که به صورت تکنوازی است در روزهای پنج شنبه (۱۴/۴) جمعه(۱۵/۴) و شنبه (۱۶/۴) در کاخ نیاوران برگزار خواهد شد.

بلیط های این کنسرت در سه قیمت ۲۰هزار تومان  - ۲۵ هزار تومان و ۳۰هزار تومان ارائه خواهد شد. پیش فروش و رزرو بلیط این کنسرت فعلا فقط برای مشترکان شرکت آوای شیدا و هنر جویان مکتب خانه ‌  میرزا عبدالله ممکن میباشد و در ۲۶ خرداد ماه * بلیط ها ارائه میشود. هر مشترک حق استفاده از ۵ بلیط را داراست. 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:16 توسط مازیار |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا